close
تبلیغات در اینترنت
عروســی یعنی این...
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 36
کل نظرات : 5

بازديد امروز : 5 نفر
بارديد ديروز : 1 نفر
بازديد هفته : 16 نفر
بازديد ماه : 33 نفر
بازديد سال : 97 نفر
بازديد کلي : 5,184 نفر

افراد آنلاين : 1
نظرسنجي
نظر شما درباره محتوای وبــ عشــــق بـــی مثـــل چیست؟




خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

پيوندهاي روزانه
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com

حمد جهان آرا برای همسرش سنگ تمام گذاشت، جایی که برای عقد انتخاب کرده بودند، خیلی گران درنیامده بود. همسرش را کنار مزار برادر شهیدش عقد کرد.
 مصطفی چمران، دختر پولدار و مرفه لبنانی را شیفته خود کرده بود؛ باید هدیه ارزشمندی سر عقد به او می داد، رسم لبنانی ها بود. باید هدیه ای می داد که شایسته او باشد. هدیه مصطفی یک شمع بود...
 اسماعیل دقایقی مراسم عروسی اش را با کت و شلوار قرضی برادرش گذراند. آن روزها همه، شب عروسی برنج و خورش می دادند، اما اسماعیل دم پختک را بیشتر دوست داشت!
 حمید باکری که هیچ راه نفوذی برای دنیا باز نگذاشت. حتی از هیچ کس کادو هم نگرفتند، نمی خواستند چیزی تحمیلی وارد زندگی شان شود.
 محمد بهرامی که از خانواده مرفهی بود، برایش مراسم ازدواج را حسابی مفصل گرفتند. نه که غذاها را رنگارنگ تر کنند، نه! فقط همه جا را پر از کبوتر کردند. محمد هشتصد نفر از بچه های رزمنده و بسیجی را دعوت کرده بود!
 مصطفی ردانی پور اما مدعوین ویژه تری داشت. نگران بود که آیا مراسم را در شأن خود می دانند که دعوت را اجابت کنند یا نه.
 همان شلوار نظامی و پیراهن شیری همیشگی اش را پوشیده بود، فقط خط اتوی آنها تازگی داشت! مجلس پرشوری بود. بیشتر مهمانها رفقایش بودند، بچه های جبهه یا همدرسان دوران طلبگی. حسابی هم مجلس را دست گرفته بودند.

 برای شادی روح آقا داماد صلوات!
 صدای خنده و صلواتشان گوش آسمان را نوازش می داد.
 برای سلامتی شهدای آینده صلوات!
 مصطفی سرخ شده بود از خجالت.
 صحیح و سالم بری روی مین و سالم برنگردی، صلوات بفرست!
 و صدای بلند صلوات اطرافیان....
 مصطفی دعوت نامه آقا و مادرشان را در چاه عریضه انداخته بود...
 سحرگاه بعد از مراسم، در خواب به خواهرش گفته بودند: «به مراسم ازدواج فرزندم مصطفی آمده ایم... اگر به مراسم او نیاییم به مراسم که برویم؟»

 معلوم بود که مجلس را باب طبع حضرت گرفته اند...

امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5

برچسب ها : ازدواج مذهبی , پیوندهای مذهبی , بچه مذهبی ها و ازدواج کردن , عروســی یعنی این... , عشــــق بـــی مثـــل ,
بازديد : 25
[ دوشنبه 30 تير 1393 ] [ 16:43 ] [ محـــمد ]
آخرين مطالب ارسالي
اصل قضیه، عشق است تاريخ : شنبه 08 شهریور 1393
برترین عشق تاريخ : پنجشنبه 23 مرداد 1393
موافقت اخلاقی بین مرد و زن تاريخ : یکشنبه 12 مرداد 1393
یه پسر دختر مذهبــی باید.... تاريخ : شنبه 04 مرداد 1393
آراستــــگــــــ♦ـــــی تاريخ : شنبه 04 مرداد 1393
طلائیه عجب طلائیه... تاريخ : دوشنبه 30 تیر 1393
دوســـتی نابــ... تاريخ : دوشنبه 30 تیر 1393
کــد بانـــو تاريخ : دوشنبه 30 تیر 1393
همســـرداری تاريخ : دوشنبه 30 تیر 1393
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

درباره وبلاگ

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند : بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. دلال الامامه و کنزالعمال ، ج ‌7، ص 225
آرشيو
تبادل لينک هوشمند
[Link_Auto_Form]
جست و جو